من به چه کس رو کنم

پشت و پناهم تویی اب حیاتم تویی
دارو ندارم تویی من به چه کس رو کنم
ای همه زیبا سرشت  روز و شبم چون بهشت
خواب و خوراکم تویی من به چه کس رو کنم
مانده به راهم مخواه گاه بکن یک نگاه
راهنمایم تویی من به چه کس رو کنم
با تو نشینم چنین سر بسپارم همین
اب و هوایم تویی من به چه کس رو کنم
خاطرم ازرده گشت زین همه بالا و پست
زانکه عزیزم تویی من به چه کس رو کنم
مانده به طوفان منم غرق به دریای غم
امن و امانم تویی من به چه کس رو کنم
با تو سر ارم دمی بهر دلم مرهمی
عشق و امیدم تویی من به چه کس رو کنم

 

ارسال شده توسط :mashalyaghoti

 

************************************

پی نوشت:

تابستان خود را چگونه گذرانده اید؟
به نام خدا ،
بی او…

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

1 یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *