بی بهانه سلام

بی بهانه سلام ،
مــن خوبم ،
گلایه ای نیست ،
قلبم می تپد ،
نگاهم می بیند ،
چرا اینگونه نگاهم می کنی ؟!
باور کن …
هنوز هم وقتی دلتنگ میشم آرام و بی صدا اشک می ریزم ،
هنوز هم حرفهـــایم  طعم دوست داشتن می دهد ،
چرا اینگونه نگاهم می کنی ؟!
به گندم زار سوگند …
هنوز هم بی صبرانه روز را سپری می کنم به امید شب ،
هنوز هم شب غـــزل می شوم ، تا تو تــــرانه برویی،
به مـــــاه سوگند من همون ساقیت هستم ، که دیوانه وار مـــــاه را می پرستید !

245635

بی تو تنهاترینم عزیز نازنینم

دیگه هرگز نمی خوام دنیا رو ببینم

ببین خاکستر غم نشسته روی قلبم

اگه اینجا نباشی  …

اشتراک گذاری

حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.

1 یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *